لره تلویزیون میخره بعد کنترلشو پس میاره به صاحب مغازه میگه بیا داداش این ماشین حساب توش بود ما حرومی بهمون نمیاد.
ترکه زنگ میزنه رادیو میگه آقا الان صدای من داره پخش میشه؟ مجری میگه: آره میگه یعنی الان صدای من از رادیوی نانوایی هم پخش میشه؟ میگه : خب برادر من هر جا رادیو روشن باشه صدای شما پخش میشه . میگه : اصغر نون نخر مامانت خریده.
عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور
عربه میره توالت، تا میاد بشینه یهو یک آروغ اساسی میزنه… پا میشه، میگه: باز برعکس نشستم
یه بار از یه عرب می پرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چکار میکنی ؟ میگه : میفروشم . میرم کویت!!!
عربه تو ماه رمضان میره در خونه رفیقش میبینه که رفیقش یک زن لخت رو گذاشته تو یخ، میگه ولک چرا این طوری کردی؟ میگی گذاشتم برای بعد از ماه رمضان خراب نشه
یه عربی بمب میدن میگن بزار یه جای شلوغ؟عربه می بره می زاره تو عروسی پسر عموش
عربه می خواسته شیر داغ بخورد زیر پای گاوه آتیش روشن میکند
عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبدالواحد
عربه میره حرم امام رضا دعا میکنه یا امام رضا یه تویوتا بهم بده چهار پنج بار این حرفو تکرار کرد لره هم از اون طرف می گفت یا امام رضا یه هزارتومانی بهم بده چندین بار تکرار کرد عربه عصبانی میشه مگه ولک این هزارتومان بگیر بزار حواسش به ما باشه
یارو میره تو یک قهوهخونه، به قهوهچی میگه: داش حال میکنی یک جک عربی بگم؟! قهوهچیه میگه: ببین ولک، من خودم عربم، این یارو هم که کنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان کشتیه. اونی که رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولا با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز میخوای جک عربی تعریف کنی؟! یارو میگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد
اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱ لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز/ تعمیرکاره می گه: لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟
یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور
یه روز از یک معتاد سوال میکن که امام اولت کی هست میگه بابا من اژ کجا بدونم بهش میگن همون که شمشیر داشت خوب میجنگید ..
معتاده میگه ژوروهست؟؟؟؟؟؟
یه معتاده هی داد میزد تاکشی تاکشی، بالاخره یک تاکسی ده متر جلوتر وای میسه، معتاده میگه: لا مششب، اونجا که مقصدم بود!
می خواستن که غضنفر رو شکنجه بدن ….میندازنش تو یه اتاق گرد بهش میگن برو گوشه اتاق بشین !
به غضنفر میگن شما غضنفری ؟ میگه نه به خدا بیا بگرد
غضنفر یک نفر رو میبره پزشکی قانونی و میگه: لطفا جواز دفن اینو صادر کنین. میگن: چرا مرده؟ میگه: سم خورده! میگن: پس چرا زخمی شده؟ میگه: آخه نمیخورد


اکتبر 23, 2009 در t 8:26 ب.ظ
ریدی با این جوکات
سپتامبر 2, 2009 در t 5:21 ب.ظ
خیلی بی خود بود
آگوست 15, 2009 در t 3:22 ب.ظ
خیلی باحال بود
می 2, 2009 در t 1:08 ب.ظ
نايـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس
آوریل 16, 2009 در t 9:42 ب.ظ
بدنبود خسته نباشید